سلام خوبيد؟
من از اونروز که تو همايش وبلاگنويسا ديدمتون و فهميدم وب دارين کلي دنبال آدرس وبلاگتون گشتم ولي پيداش نکردم!
اينجا رو اتفاقي از وبلاگ يکي از دوستام پيدا کردم:)
خوشحال شدم
فقط يه سوال: شما خودتونيد؟ يعني دختر شهيد بلندي؟
با اجازه لينکتون ميکنم
من حتي به خواهرم هم ميگم حجاب رو رعايت کن ،انگار دارم زندگيش رو ازش ميگيرم! حس بدي دارم! من که نمي تونم خواهر خودم رو کنترل کنم که حجابش رو رعايت کنه و حمايت هاي بي دليل مادرم از بي حجابي خواهر!!!
مي دونم هر کسي جوابگوي اعمال خودشه ولي خيلي برام سخته!
احساس مي کنم خيلي بي غيرتم!
نمي دونم چيکار کنم!؟
خوش به حال شما که فلسفه حجاب رو درک کردين!
بعضي وقتا دوست دارم بميرم ديگه از اين دنيا و بدي هاش خسته شدم!
ميشه به پدرتون بگين فرداي قيامت هواي ما رو هم داشته باشه!
بگين خواسته ولي نتونسته....
خوشا آن روز کز اين منزل ويران بروم!
راحت جان طلبم وز پي جانان بروم!
کـــــــاش، روزى به سـر کوى توام منزل بود کــــه در آن شـــــــادى و اندوه، مـــراد دل بود
کـــــــاش، از حلقـه زلفت، گرهى در کف بود که گـــــــره بـــــازکن عقـــــده هـر مشکل بود
دوش کـــز هجر تو دلْ حالت ظلمتکده داشت ياد تو، شمـــــع فـــــــروزنــــــده آن محفل بود
دوستـــان مـــىزده و مست و ز هوش افتاده بى نصيب آنکه در اين جمع، چو من عاقل بود
آنکه بشکست همه قيد، ظلوم است و جهول وآنکه از خويش و همه کــون و مکان غافل بود
در بـــر دلشــــدگان، علمْ حجاب است، حجاب از حجاب آنکه بـرون رفت، بحـــق جاهـــل بود
عاشــــق از شوق به درياى فنا غوطه ور استبيخبــــر آنکـــــــه به ظلمتکـــده ساحـــل بود
چــــــون به عشق آمـــدم از حوزه عرفان، ديدم آنچـــــه خــوانديم و شنيديم، همه باطل بود
امام خميني(ره)